فاطمه جان احمدى

234

تاريخ فرهنگ وتمدن اسلامى ( فارسي )

زير چمبرهء واحدى گرد آورد و « امّت واحده » شكل گرفت . اما با ترك اين اصول و تغيير مقررات و دستورهاى شارع مقدس توسط خلفا ، حكام و امراى نالايق ، جامعهء اسلامى ضمن ابتلا به بدعت‌ها و پيرايه‌هاى جدى و روىآورى به سنت‌هاى ابداعى ، به بيراهه و تفرقه كشانده شد « 1 » و رفته‌رفته به سيطرهء جهل و تعصب دينى افراطى و گاه تفريطهاى مذهبى جاهلانه منجر شد . براى بررسى كلى علل و عوامل ضعف و انحطاط تمدن اسلامى ؛ ضمن ارائه طبقه‌بندى كلى تحت عنوان عوامل درونى و بيرونىِ ضعف تمدن اسلامى ، برآنيم تا در خلال بررسى اين دو مجموعه ، به مهم‌ترين نتايج آنها بپردازيم . 1 . عوامل درونى يك . ضعف خلافت اسلامى چنان كه پيش‌تر اشاره شد ، مىبايد مهم‌ترين علت انحراف از اسلام راستين را نظام خلافتى دانست كه هرگز بر مدار اصلى خود قرار نگرفت . بدين‌رو ناديده انگاشتن حق الهى و عدول از شايسته‌سالارى شايد مهلك‌ترين ضربه‌اى بود كه بر پيكره اسلام از يك‌سو و تمدن اسلامى از ديگر سو فرود آمد . « 2 » روى كار آمدن خليفگان كم‌مايه و بىتدبير اموى و عباسى و زمامداران نالايق آنها روند رو به رشد فرهنگ و تمدن اسلامى را متوقف كرد . از آنجا كه اوج فرهنگ و تمدن اسلامى در عصر خلافت عباسيان رقم خورد ، ناگزير مىبايد ريشه‌هاى ضعف و ركود را نيز در همين دوره بررسى كرد ؛ زيرا طبق تئورى ابن‌خلدون در كنار عوامل رشد و بالندگى ، زمينه‌هاى ركود و رخوت نيز شكل مىگيرد كه با غفلت از اين آفات ، انحطاط تمدن حتمى خواهد بود ؛ « 3 » چنان كه نخستين خليفه عباسى ، ابوالعباس سفاح در نخستين روز خلافتش هنگامى كه بر فراز منبر قرار گرفت ، هدف از قيام عباسيان را اين‌گونه ترسيم كرد : ما به خدا براى طلبِ اين كار قيام نكرده‌ايم كه بر سيم بيفزاييم و يا بر گوهر اندوزيم و يا نهر حفر كنيم و يا قصر بسازيم ، بلكه غيرت و عترت ما باعث شد كه حق خود را از

--> ( 1 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : سيد جمال‌الدين اسدآبادى ، العروة الوثقى و الثورة التحريرية الكبرى ، ص 5 و 6 و 94 و 95 . ( 2 ) . براى آگاهى بيشتر بنگريد به : ويلفرد مادلونگ ، جانشينى حضرت محمد صلى الله عليه و آله پژوهشى پيرامون‌خلافت اسلامى ، ترجمه احمد نمايى و ديگران . ( 3 ) . ابن خلدون ، مقدمه ، ص 322 - 320 .